X
تبلیغات
نماشا
رایتل

هفته چهاردهم از مراحل آمادگی برای امتحان دستیاری - درس هجدهم

جمعه 12 شهریور 1389 ساعت 05:05 ب.ظ
اوست عادل 
لعنت خداوند و رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) بر تمام مسئولان شیطانی منافق در حکومت اسلامی که با دزدی و خیانت و پایمال کردن حق مردم، آبروی دین مبین اسلام را به بازی میگیرند. عذاب ابدی فرقان در دنیا و اخرت نثارشان باد. 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد  

 لعنت خدا بر سوال فروشان و حامیانشان و همه کسانیکه حق سایر داوطلبان دستیاری را در خفا ضایع می کنند؛ آمین.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ     

لعنت خدا بر همه مسئول نماهایی که با باندبازی و خودخواهی و تمامیت خواهی به خون شهدا خیانت میکنند 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد   

{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{{

 

هفته چهاردهم از مراحل آمادگی برای امتحان دستیاری - درس هجدهم

تا روز جمعه نوزدهم شهریور  

  

»»»»»»»»»»»»»»»»

 

 رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی خبرداد:
اعلام نتایج تکمیل ظرفیت آزمون دستیاری دوره سی‌وهفتم تا پایان هفته
امکان اعلام انصراف پذیرفته‌شدگان آزمون دستیاری تا31شهریور

رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت از اعلام نتایج تکمیل ظرفیت سی‌ وهفتمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی تا پایان هفته خبر داد.
دکتر جبرائیل نسل سراجی در گفت‌وگو با خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به تکمیل ظرفیت آزمون دستیاری، گفت: در دوره تکمیل ظرفیت حدود 61 نفر پذیرفته می‌شوند.
وی با اشاره به امکان انصراف پذیرفته‌شدگان آزمون دستیاری، اظهارکرد: کلیه پذیرفته‌شدگان مرحله اصلی و جایگزینی مرحله اول سی و هفتمین دوره آزمون پذیرش دستیار که متعاقباً اعلام خواهد شد می‌توانند تا 31 شهریور ماه انصراف خود را اعلام کنند.
رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت افزود: با توجه به مصوبات کمیسیون 7 نفره موارد خاص، در صورت اعلام انصراف از تحصیل حداکثر تا 31 شهریور ماه این گروه از پذیرفته‌شدگان، مشمول محرومیت از شرکت در سی و هشتمین دوره آزمون پذیرش دستیار تخصصی نمی‌شوند.
سراجی در خاتمه گفت: اعلام انصراف پذیرفته شدگان باید در مهلت مقرر به دانشگاه‌های محل آموزش ارائه شود؛ چرا که در صورت اعلام انصراف پس از مهلت مذکور، پذیرفته‌شدگان به مدت یکسال از شرکت در آزمون دستیاری محروم می‌شوند ........ 

.............NNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNN............. 

 رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی:سرکارتان گذاشتم دماغ سوخته شدید

نتایج تکمیل ظرفیت دوره سی‌ وهفتم آزمون دستیاری شنبه اعلام می‌شود
رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت گفت: نتایج تکمیل ظرفیت سی‌ وهفتمین دوره آزمون دستیاری تخصصی پزشکی شنبه اعلام می‌شود.
دکتر جبرائیل نسل سراجی در گفت‌وگو با خبرنگار صنفی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به تکمیل ظرفیت آزمون دستیاری، گفت: در دوره تکمیل ظرفیت حدود 61 نفر پذیرفته می‌شوند و بر این اساس اسامی سه برابر ظرفیت تکمیل ظرفیت در قالب ذخیره‌های یک و دو و3، شنبه به دانشگاه‌های علوم پزشکی اعلام می‌شود.
وی با اشاره به امکان انصراف پذیرفته‌شدگان آزمون دستیاری، اظهارکرد: کلیه پذیرفته‌شدگان مرحله اصلی و جایگزینی مرحله اول سی و هفتمین دوره آزمون پذیرش دستیار که متعاقباً اعلام خواهد شد می‌توانند تا روز چهارشنبه 31 شهریور ماه انصراف خود را اعلام کنند.
رییس مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت افزود: با توجه به مصوبات کمیسیون 7 نفره موارد خاص، در صورت اعلام انصراف از تحصیل حداکثر تا 31 شهریور ماه این گروه از پذیرفته‌شدگان، مشمول محرومیت از شرکت در سی و هشتمین دوره آزمون پذیرش دستیار تخصصی نمی‌شوند، ولی در غیر اینصورت پذیرفته‌شدگان به مدت یکسال از شرکت در آزمون دستیاری محروم می‌شوند.
  

.............. 

هرچه را که به دانستن آن نیاز داشتم  از کشتی نوح آموختم :

1- از قایق جا نمانید

2- به خاطر بسپارید که همه ما در یک قایقیم (سرنوشت مشترک)

3- از قبل برنامه ریزی کنید. موقعی که نوح کشتی می ساخت از باران خبری نبود

4- خود را سالم و سرحال نگه دارید. امکان دارد در سن 60 سالگی کسی از شما بخواهد که دست به کار بزرگی بزنید

5- به حرف نقادان و عیب جویان گوش ندهید، به کاری که باید انجام دهید بچسبید

6- آینده تان را در جایی بلند مرتفع بنا کنید

7- برای رعایت مسائل ایمنی دوتایی سفر کنید

8- سرعت هیچ مزیتی ندارد، حلزون و یوزپلنگ هر دو در کشتی بودند

9- موقعی که دچار فشار روحی هستید، چندی روی آب غوطه خورید.

10- به خاطر بسپارید کشتی نوح را یک غیر حرفه ای ساخت و کشتی تایتانیک را حرفه ای ها ساختند !

11- هراسی از توفان به دل راه ندهید.

12- موقعی که با خدایید، همیشه رنگین کمانی در انتظارتان است 


 

 روزی خانمی سخنی را بر زبان آورد که مورد رنجش خاطر بهترین دوستش شد ، او بلافاصله از گفته خود پشیمان شده و بدنبال راه چاره ای گشت که بتواند دل دوستش را بدست آورده و کدورت حاصله را برطرف کند.
او در تلاش خود برای جبران آن ، نزد پیرزن خردمند شهر شتافت و پس از شرح ماجرا ،‌ از وی مشورت خواست ...
پیرزن با دقت و حوصله فراوان به گفته های آن خانم گوش داد و پس از مدتی اندیشه ، چنین گفت : تو برای جبران سخنانت لازمست که دو کار انجام دهی و اولین آن فوق العاده سختتر از دومیست .
خانم جوان با شوق فراوان از او خواست که راه حلها را برایش شرح دهد .
پیرزن خردمند ادامه داد : امشب بهترین بالش پری را که داری ، ‌برداشته و سوراخی در آن ایجاد میکنی ،‌ سپس از خانه بیرون آمده و شروع به قدم زدن در کوچه و محلات اطراف خانه ات میکنی و در آستانه درب منازل هر یک از همسایگان و دوستان و بستگانت که رسیدی ،‌ مقداری پر از داخل بالش درآورده و به آرامی آنجا قرار میدهی .
بایستی دقت کنی که این کار را تا قبل از طلوع آفتاب فردا صبح تمام کرده و نزد من برگردی تا دومین مرحله را توضیح دهم ...!
خانم جوان بسرعت به سمت خانه اش شتافت و پس از اتمام کارهای روزمره خانه ، شب هنگام شروع به انجام کار طاقت فرسائی کرد که آن پیرزن پیشنهاد نموده بود .
او با رنج و زحمت فراوان و در دل تاریکی شهر و در هوای سرد و سوزناکی که انگشتانش از فرط آن ، یخ زده بودند ، توانست کارش را به انجام رسانده و درست هنگام طلوع آفتاب به نزد آن پیرزن خردمند بازگشت ...
خانم جوان با اینکه بشدت احساس خستگی میکرد ، اما آسوده خاطر شده بود که تلاشش به نتیجه رسیده و با خشنودی گفت  :‌بالش کاملا خالی شده است !
پیرزن پاسخ داد : حال برای انجام مرحله دوم ، بازگرد و بالش خود را مجددا از آن پرها ،‌ پر کن ، تا همه چیز به حالت اولش برگردد !!!
خانم جوان با سرآسیمگی گفت : اما میدونید این امر کاملا غیر ممکنه ! باد بیشتر آن پرها را از محلی که قرارشان داده ام ،‌ پراکنده است ، ‌قطعا هرچقدر هم تلاش کنم ، ‌دوباره همه چیز مثل اول نخواهد شد !
پیرزن با کلامی تامل برانگیز گفت : کاملا درسته !
هرگز فراموش نکن کلماتی که بکار میبری همچون پرهائیست که در مسیر باد قرار میگیرند .
آگاه باش که فارغ از میزان صممیت و صداقت گفتارت ، دیگر آن سخنان به دهان بازنخواهند گشت ، بنابراین در حضور کسانی که به آنها عشق میورزی ،‌ کلماتت را خوب انتخاب کن...

 

 
57 ســِــنــت ! ...
یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود.
همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!"
کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.
دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.
چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد.
والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.
در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد ....
داخل کیف 57 سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند."
این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.
وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد.
او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند.
اما داستان اینجا تمام نشد ...
یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد.
بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد.
اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.
در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900).
محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.
وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید.
همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید.
مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.
در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با 57 سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد.
در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ.
کان ول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم می خورد.
این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با 57 سنت انجام دهد.

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo